مجيد شعبانی اهل سادات محله رامسر با ماشینش عازم منزلش بود که بين راه توسط عده ای نقابدار متوقف می
شود. بزور چشم بند بر چشمانش زده و با ماشين خودش او را به خانه ای بين
رامسر و شهسوار می برند. لباسهايش را کاملا در آورده و دستهايش
را می بندند . پس از ضرب و شتم فراوان و واردکردن وحشيانه ضربات مشت و لگد
بر پيکر او وی را به حياط برده و بدنش را با آب خيس می کنند. بعداز خيس
کردن بدنش او را به اتاق ديگری برده و قپانی آويزان مى کنند، سپس با سيخ
های مذابی که در تنور آماده داشتند تمام بدنش را می سوزانند. 90 نقطه از
بدنش بطور عميق توسط سيخ های داغ سوزانده شده است.
پس از اعمال شکنجه های وحشيانه به زور قرصی را در دهانش می گذارند و می گويند ما مجريان اراده امام زمان هستيم که آقای احمدی نژاد از نمايندگانش می باشد. نزديک صبح او رابا چشمان و دستهای بسته ، عريان و نيمه جان نزديک خانه اش در داخل ماشين رها کردند.
پس از اعمال شکنجه های وحشيانه به زور قرصی را در دهانش می گذارند و می گويند ما مجريان اراده امام زمان هستيم که آقای احمدی نژاد از نمايندگانش می باشد. نزديک صبح او رابا چشمان و دستهای بسته ، عريان و نيمه جان نزديک خانه اش در داخل ماشين رها کردند.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:13  توسط تورنگ
|
