تبليغاتX
چومان (چشمها)

چومان (چشمها)

هیچ چیز زیباتر از یک انسان شرافتمند نیست

چند عکس از منطقه قاسم آباد در گيلان
سالهای 1331-1329 خورشيدی / (1952 - 1950 ميلادی)
عروسي، رقص و لباس قاسم آبادي، نان پزی سنتی 

برگرفته از سایت شمالیها

http://www.shomaliha.com/


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم اسفند 1390ساعت 14:55  توسط تورنگ  | 

شادی نشا و آغاز چندباره  رنجها، ذوق نشاندن  نهال جوان بر دل زمین و سوزش زخم زالوها ، انتظار بوی خوش برنج و تلخی وفور برنج مسموم وارداتی بازار

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 15:15  توسط تورنگ  | 

گفته بودی:
غمِ قفس به کنار ، آنچه عقاب را پير می کُند ،
پروازِ زاغ های بی سر و پاست

نه ناصر جان تو پير نشدی بلکه مزرعه زاغ ها را با پروازی دور دست ترک کردی

پروازت را برم!

ادامه


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 16:37  توسط تورنگ  | 

تیم دختران ملوان، دوستشان دارم




+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 16:17  توسط تورنگ  | 

مجيد شعبانی اهل سادات محله رامسر با ماشینش عازم منزلش بود که بين راه  توسط عده ای نقابدار متوقف می شود. بزور چشم بند بر چشمانش زده و با ماشين خودش او را به خانه ای بين رامسر و  شهسوار می برند. لباسهايش را کاملا در آورده و دستهايش را می بندند . پس از ضرب و شتم فراوان و واردکردن وحشيانه ضربات مشت و لگد بر پيکر او وی را به حياط برده و بدنش را با آب خيس می کنند. بعداز خيس کردن بدنش او را به اتاق ديگری برده و قپانی آويزان مى کنند، سپس با سيخ های مذابی که در تنور آماده داشتند تمام بدنش را می سوزانند. 90 نقطه از بدنش بطور عميق توسط سيخ های داغ سوزانده شده است.
 پس از اعمال شکنجه های وحشيانه به زور قرصی را در دهانش می گذارند و می گويند ما مجريان اراده امام زمان هستيم که آقای احمدی نژاد از نمايندگانش می باشد. نزديک صبح او رابا چشمان و دستهای بسته ، عريان و نيمه جان نزديک خانه اش در داخل ماشين رها کردند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 21:13  توسط تورنگ  | 

زن ایرانی، زن این فلات کهنسال، اگر هم به مختصر نشاطی برسد خالی از خدشۀ اندوه نخواهد بود

من چون زن هستم هر نوع قبول ستم را از سوی زن گناه نابخشودنی او می دانم و هرگونه دلسوزی و ترحم را بر او توهینی مستقیم به شمار می آرم. مردی که بر زن ستم روا دارد بیمار است و زنی که این ستم را تاب آورد، بیمارتر

سیمین بهبهانی

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 12:22  توسط تورنگ  | 

آنگاه زمین تنها ماند

و انسان که زمین را با تنهایی اش رها کرده بود

برای فریب خویش چنین گفت:

 «لابد تقدیر چنین بوده است»

 

زمین تحمل نکرد و خطاب به انسان  فریاد برآورد:

«نقاب از چهره بردار!

آه که چه دردآور است تسلیم آنانی که دوست شان داشتم

و چه غم انگیز که تسلیم  و سرشکستگی خود را پشت  تقدیر پنهان  نمودن»

 

انسان با سری افکنده ، تهی از جسارت پذیرش خطای خویش، قدم  به کوره  راهی که انتهایش را نمی دانست  گذاشت

و زمین ماند و با اندوه تنهایی و ازدست دادن آنکه بیش از هر چیز دوستش میداشت

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 15:15  توسط تورنگ  | 

ما آدمها هم مثل طبیعت با فرا رسیدن فصل نو  ، اگر دستمان برسد و معطل سیر کردن شکم مان نباشیم،  لباسهای نو به تن می کنیم.  طبیعت  چون تغییرات و رنگ عوض کردنهایش همیشه با هارمونی هست   هر لباس و پوششی که به تن کند به او می آید. اما ما آدمها؟؟؟

نوروزی شاد و سالی پربار برای همه آرزو میکنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 13:51  توسط تورنگ  | 

8 مارس روز جهانی زن را به همه تبریگ میگویم و برای همه زنان میهنم زندگی بهتری را آرزو می کنم




+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 23:7  توسط تورنگ  | 

دوتا خانم هندی تصمیم میگیرند داخل کافه باری شده و با همدیگر یک نوشیدنی بخورند. به رگ "غیرت" مردان  متعصب  برمی خورد و آن دو زن را مورد حمله و ضرب و شتم قرار می دهند.

اما زنان هندی بیکار ننشستند و در اعتراض به  این عمل بنیادگرایان اقدام به  تشکیل گروهی دادند که تاکنون بیش از ۵۰۰۰ زن و مرد  به آن پیوسته اند. قرار است در رور عشاق یا همان والنتاین هزاران شورت زنانه صورتی برای سازمان محافظه کار و متعصب سری رام سنا  که مشوق و سازمانده حمله به زنان بود بفرستند.

زنان متشکل در گروه اعتراضی از همه زنان هندی میخواهند که بعنوان اعتراض به رشد افراطی گری و تعصب و افکار زن ستیزانه  در روز عشاق همگی به نزدیکترین بار محله یا شهر خود رفته و یک نوشیدنی نوش جان کنند

نوش جانشان باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 10:54  توسط تورنگ  |